مارس | 2018 | سربندان، قطعه ای از دل دماوند

سربندان، قطعه ای از دل دماوند

افتخارات سربندان : آیت الله صفدری + خدمات ایشان در سربندان

آیت الله صفدری برای اولین بار در دهه دوم محرم سال ۱۳۵۲ وارد سربندان شد. در آن روزگار مردم سربندان روحانی مورد نیاز خود را در ایام محرم و ماه رمضان از بیت آیت‌الله العظمی گلپایگانی تامین می‌کردند

برای خواندن بقیه به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

افتخارات سربندان : وصیت نامه شهدای سربندان

در این مطلب قصد داریم وصیت نامه و زندگی نامه برخی از شهدای روستای سربندان را برای شما قرار دهیم.

برای خواندن این مطلب به ادامه مطلب بروید.

شهید یزدان میرزاکوچکی :

سال تولد: ۱۳۴۰

سال شهادت:۱۳۶۱

محل شهادت: منطقه عملیاتی رمضان

بخشی از وصیت نامه شهید یزدان میرزا کوچکی

بازماندگان عزیز موقعی این نامه را می خوانید که من در میان شما نیستم و به دیدار خدای خود شتافته ام.در شروع با مادر عزیزم صحبتی دارم که مادرجان شما نباید برای من گریه کنی،چرا که با این عملت باعث تضعیف روحیه دیگر مردم می شوی و اگر می خواهی من خوشحال باشم باید گریه نکنی و اما پدرم،پدر جان من از شما شرمنده ام که برای من خیلی زحمت کشیده اید و لیکن نتوانستم در مقابل ان زحمت ها خدمتی بکنم و…………امیدوارم که در این جنگ نابرابر پیروز شویم.

۱۳۶۰/۰۱/۲۶

منبع : sarbandan.com

شهید محمد جواد شادالویی:

ولادت : ۱۳۴۴/۰۵/۰۱

شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۰۸ عملیات خیبر

رجعت پیکر: ۱۳۷۶ (ایام فاطمیه)

او از ابتدای کودکی مبتلا به بیماریهای بسیار سختی بود و گاه تا سر حد مرگ پیش می رفت ولی از آن جائی که خداوند او را برای وصال خود در نظرگرفته بود، پس از هربیماری سخت به لطف و عنایت خاصه حضرت حق ،سلامتی خود را باز می یافت .

شهید بزرگوار در دوران مبارزات انقلاب اسلامی فعالیتهای زیادی به همراه برادر و دوستان خود داشت و شبها به شعارنویسی روی دیوارها می پرداختند . نقل شده است که در یکی از شبها مشغول نوشتن شعار برروی دیواربودند،مأموران ساواک متوجه موضوع می شوند و ایشان را دنبال می کنند وضربه ای به ساق پایش با (باتوم) می زنند که به سبب آن، مدتها از ناحیه ساق پا آسیب می بیند و درد می کشد .

محمد جواد در سن ۱۶ سالگی به جبهه رفت وچون در آن ایام افراد ۱۶ ساله را نمی پذیرفتند، ایشان شناسنامه ی خود را دستکاری می کند و به جبهه حق علیه باطل اعزام می شود.

ابتدا ایشان راهی مناطق غرب می شود و در مناطق عملیاتی (والفجر۱ و۲ و کردستان) به نبرد می پردازد و پس از آن به دره شیلر و کانی مانگا اعزام شده ومدتی نیز آنجا به خدمت می پردازد.

سرانجام در سن ۱۸ سالگی در عملیات خیبر به وصال می رسد و از جام شهادت سیراب می شود و پیکرش به یادگار سرزمین عشاق می ماند.

خاطرات لحظات شهادت

در حین پیشروی در زیر آتش دشمن بوی عطری دل انگیز به مشامش می رسید که برای او آشنا بود زیرا همانطور که قبلاً خود تعریف کرده بود در لحظات حساس عملیاتهای گذشته این بوی عطررا استشمام کرده بوداین بار نیز این صحبت را پیش آورده و یکی از دوستانش گفت: که بدون شک این بوی عطر پاکانی است که تا لحظه های دیگر به سوی خدا می روند. وقتی که به زمین افتاده بود افراد تحت فرمانش ناگهان متوجه شدند و به سوی او رفتند ولی او با اصرار تمام از آنها می خواست که به راه خودشان ادامه دهند و تا لحظات آخر نیز به آنها قوت قلب می داد و بعد از لحظاتی از دوستانش خواهش کرد که پای او را به سمت کربلا دراز نمایند زیرا او آنقدر مشتاق زیارت سرورش اباعبدالله (ع) بود که می خواست روحش بدون درنگ به سوی کربلا پرواز کند و مرتب زمزمه” یازینب(س)” “یاحسین(ع)” بر لب داشت و با این زمزمه زیبا در حالیکه خنده بر لب داشت به شهادت رسیدو یارانش بعد از او به موفقیتهای فراوانی و پیروزیهای معجزه آسایی دست یافتند. دشمن که طی این عملیات ضربه سختی خورده بود دیوانه وار با آتش های سهمگین توپخانه اجازه آن را نداد که یاران همسنگرش پیکر مطهر او را به پشت برگردانند و به این ترتیب او دین خود را کاملاً ادا کرد.

وصیت نامه شهید

انالله وانا الیه راجعون

با سلام ودورود بیکران برمحمد و آل او و به ولی عصر (عج) و نایب بر حقش خمینی بت شکن(ره) و با سلام به تمام خانواده شهدا و با سلام به خانواده عزیزم . ان شاءالله که از دست این بنده حقیر راضی باشید و مرا حلال کنید . من کوچکتر از آنم که بخواهم برای شما وصیت کنم ولی از باب تذکر نکته هایی را می گویم اول آنکه ،امام عزیزمان را تنها مگذارید در خط وی حرکت کنید که خط او حق است و به گفته های او عمل کنید که سعادتمند می شوید و از گفته های رسول الله که می فرماید: از اهل بیت و ولی امر پیشی مگیرید که هلاک می شوید و عقب هم نمانید که گمراه می شوید .

خانواده عزیزم به نمازهایتان اهمیت بیشتری بدهید که هر چه داریم از نماز داریم . در دعاها شرکت کنید در مجالس عزاداریها ی امام حسین(ع) شرکت کنید که هر چه داریم از امام حسین(ع) داریم . مادر عزیزم و خواهران عزیزم زیاد در مرگ من سوگواری نکنید چون به آرزوی خود رسیده ام و دعا کنید که سعادت داشته باشم در آن در دنیا محضر امام حسین(ع) رو سفید باشم .

ان شاءالله در آن دنیا پهلوی همدیگر باشیم . اگر توانستید هر شب جمعه بر سر مزارم بیائید و یک فاتحه و قرآن برایم بخوانید . فقط این را در خاطر داشته باشید که شهدا نظاره گر اعمال شما هستند .

قسمتی از نجواهای شهید محمد جواد شادالویی

پروردگارا،

داورا،

کریما،

ای محبوب محبان، ای معشوق عاشقان ، ای پناه بی پناهان، ای شفای دردمندان، ای دستگیر و یاور مستمندان،

ای امیر امیرواران؛

به راه بندگی ام بدار، از زشتیها دورم کن، حسنات اخلاقی ام را بیارای ؛

قلبم را به نورت روشن کن، شرار ره عشقت را در دلم بیفروز، سینه ام را بسوزان،

محبتت را نصیبم کن،

توفیق تخلیه و تجلیه وتحلیه­ام ده و به این درویش خاک نشین و فقیر سرا پا تقصیر و همه عمر نیاز نظری کن؛

شر بدترین دشمن یعنی هوای نفس را از ساحت زندگیم دور فرما.

در اندازم به آغوش سعادت کرامت کن مرا فیض شهادت

اگرمسکین گدا و ناتوان است ببخش او را که از بندگان است

شهید محسن شناوری :

ولادت :۱۳۴۶

شهادت:۱۳۶۷/۵/۶

محل شهادت: اسلام آباد غرب

نام عملیات: مرصاد

آدرس مزار : مزار شهدای روستای سربندان

بسیجی شهید محسن شناوری :شهیدپیرو میخواهد آن هم پیرو عاشق به وصال معبود،عاشق خون خدا،عاشق حسین(ع)پرچمدار کربلا که از همه چیز گذشت به جزء عشق به الله

تا به محسن نزدیک نمی شدی نمی تونستی بفهمی که این عزیز چقدر دوستداشتنی هست و چطور دلربائی می کنه.

ساده ، پرتلاش، زحمت کش، بی تکلف. محسن بی بهانه همه رو دوست داشت. شاید کمترین کینه ای از کسی به دل نمی گرفت.

هر جا بود دوست داشت ، برای راحتی و شادی اطرافیانش هر کار ممکنی رو انجام بده. برای کمک به پدر و مادر بزرگوارش که حالا دیگه هر دو به رحمت خدا رفته اند، از هر فرصتی استفاده می کرد. بسیار به پدر و مادرش احترام می گذاشت.

نزد بچه های مسجد حضرت ابوالفضل (ع) در افسریه به خاطر بی تکلف بودنش، خیلی عزیز بود. نامردای منافق در مرصاد به صورت محجوبش تیر خلاصی زده بودند. واقعاً خیلی خیلی پستی می خواسته که کسی بتوونه این کار رو انجام بده.

محسن عزیز رو برای تشیع به سربندان دماوند بردیم. تشیع این شهید عزیز همزمان با تشیع شهید سرافراز علی فخارنیا بود. چه برنامه های با شکوهی برگزار شد در محل. علی از دوستان بسیار نزدیک به برادر عزیز حاج محمد طاهری بود و به واسطه ی حضور مستمر و بلند مدت در جبهه ها و گردان های مختلف در لشکر حضرت رسول (ص) ، دوستان زیادی داشت و مراسم تشیع بسیار بسیار با شکوهی برای این دو عزیز برگزار شد.

– مجید صفار- از همرزمان شهید در گردان حمزه سیدالشهدا(ع)

در ادامه ضمن گرامی داشت یاد این شهید بزرگوار توجه شما را به نوشته ای از این شهید که در روزنامه کیهان به چاپ رسید و به آن دسترسی پیدا کردیم .جلب میکنیم:

«از نوشته بسیجی شهید «محسن شناوری
جهان به حسرت دیدار
می زند پروبال
مادرم! هیچ وقت نباید برای شهادت گریه کرد بلکه باید هزارها هزار بار شکر کرد که ان شاءالله مهر شهید بر پیشانی ما چسبیده است

دعا کنید که خونی که از من ریخته می شود در راه انقلاب و برای اسلام و مسلمین باشد. همیشه پیروز باشید و سعی کنید که مبادا این دنیا توجه شما را به خود جلب کند

این دنیا مانند حبابی بیش نیست. برادران و خواهران که کمی میل به دنیا دارید آن قدر به این دنیا نچسبید و به فکر روزی باشید که همه شما با دو متر پارچه به زیر خاک می روید و آن وقت دیگر این تجملات نمی تواند به داد شما برسد.

شادی روح شهدا و امام شهدا صلوات

شهید مجید میرزاکوچکی:

حتی یک لحظه از وجود منافقین داخلی غافل نشوید زیرا منافقان مانند شیطان می مانند که همیشه در تزلزل حکومت الله کوشش می کنند

شهید محمدرضا خانزادی:

محمد رضا خانزادی در بهار سال ۱۳۴۳ در یک خانواده مذهبی در محله نظام اباد تهران دیده به جهان گشود.پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی در سال ۱۳۵۷ مصادف با حرکت انقلاب اسلامی مردم ایران وارد هنرستان شد.ایشان در همان سن جوانی در حرکت انقلابی مردم حضوری پر شور داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت انجمن اسلامی هنرستان درامد و در مدتی کوتاه ازاعضای بسیار فعال ان شد.با شروع جنگ تحمیلی شهید خانزادی طی سالهای ۵۹-۶۰ و ۶۱ در چند نوبت درجبهه حضور یافت ولی همزمان ادامه تحصیل را جدی گرفت ودرسال ۶۱ موفق به دریافت دیپلم شد.

در تابستان سال ۶۱ و پس از اخذ دیپلم به عضویت سپاه پاسداران درامد و درهمان سال با حضور مجدد در جبهه از ناحیه پای راست مجروح گردید. در سال ۶۳ پس از بهبود نسبی جراحت مجددا” به جبهه اعزام شد و در عملیات خیبر شرکت نمود.

محمد رضا خانزادی در تاریخ ۵/۵/۶۳ در جبهه جنوب به شهادت رسید و با دل کندن از دنیای خاکی به عالم ملکوت پرواز نمود.ایشان در فرازی از وصیت نامه خود خطاب به جوانان می گوید:

“ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد”.

«ما در اسلام، روزی تاریخی‏تر از عاشورا نداریم؛ به خاطر این که عاشورا سر منشأ پیروزی‏های اسلام بود. ما که در این زمان زندگی می‏کنیم باید بدانیم که عاشورا را باید از یادهایمان نبریم. آیا چگونه می‏شود از یاد برد روزی که تمام یاران حسین‏(ع) و حسین‏(ع) به شهادت رسیدند»

منبع : Sarbandan.com

مکان های دیدنی : باغشاه

باغشاه سربندان زمین و باغی بوده که در جنوب روستای سربندان واقع بوده است که در زمان گذشته دارای باغ و عمارتی بوده است که منسوب به زمان آغا محمدخان و یا حتی قبل از آن مربوط به دوران زندیه می باشد.

برای خواندن بقیه و دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

مکان های دیدنی : کاج های سید تقی

کاج های سه گانه سربندان واقع در باغ شاه که به درخت های آقا سید تقی معروف اند و مردم آنها را به این نام می شناسند یکی از جاذبه های گردشگری و یکی از مقدسات مردم سربندان است.

برای خواندن بقیه توضیحات و دیدن تصاویر این سه درخت به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

مکان های دیدنی : نارنج قلعه

نارنج قلعه به صورت دو تپه باستانی در شرق سربندان و مشرف به روستا و زمینهای هموار پایین دست قرار دارد و جزو مناطق دیدنی سربندان به شمار می آید.

برای خواندن بقیه توضیحات و دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

مکان های دیدنی : قلمستان

قلمستان به محلی گفته می شود که درختان تبریزی زیادی یا قد های بلند در آنجا روییده اند که آنجا را به محلی زیبا تبدیل کرده است.

برای خواندن بقیه توضیحات و دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

مکان های دیدنی : مزار شهدا

یکی از مکان های دیدنی سربندان مزار شهدای آن است زیرا طراحی بسیار زیبایی دارد .

برای خواندن بقیه توضیحات و دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

مکان های دیدنی : باغ محله قاضی

باغ محله قاضی یکی از باغ های زیبای سربندان است که به دلیل وجود درختان زیباجزو باغ های مهم سریندان به شمار می رود.

برای خواندن بقیه توضیحات و دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید.

ادامه ی مطلب

صفحه 1 از 41234